مترسک به گندم گفت : گواه باش مرا برای ترساندن افریدند ولی من تشنه ی عشق پرنده هایی بودم که سهمشان ازمن گرسنگی بود.....
آرزو دارم شبی عاشق شوی ، آرزو دارم بفهمی درد را ، تلخی برخوردهای سرد را ، می رسد روزی که بی من سر کنی ، می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی زیر باران پوسید ... خوش آمدید
Template By: LoxBlog.Com
Template By: